zeytounesorkh.parsiblog.com
کوکاکولابه دست، گفتم هولوکاست
نسکافه به لب بردم و گفتم که عزاست
از پستي اولمرت سخن گفتم و او
خنديد به من که گوشي تو نوکياست!

جهان در متن کشتاري عجيب است
به لبها نغمه ي ام يجيب است
مسلمانان تماشاگر نباشيد
يکي کاري کند غزه غريب است...

از هرطرفي راه ببيني مرگ است
هرسمت که مهره را بچيني مرگ است
اصرار به حمله ي زميني داري؟
دستاورد جنگ زميني مرگ است
در غزه هزار طفل غمگين تشنه است
صدلاله و صد هزار نسرين تشنه ست
برگرد و براي کودکان آب بيار
ياحضرت عباس!فلسطين تشنه ست
به روی خاک افتاده عروسک
به دنبال سر خویش است کودک
میان غزه جشن خون به پا شد
مبارک باد بر حسنی مبارک
از اینها بدتری حسنی مبارک
مگر کور و کری حسنی مبارک
رفح را بستی و لب تشنه ماندیم
تو شمر دیگری حسنی مبارک
امشب که دوباره وقت پرواز شده
درهاي بهشت روي تو باز شده
من بوي سحر شنيده ام ، بوي اذان
اي غزه بمان که صبح آغازشده

اي کاش که غزه آسمان آبي بود
شب هاش هميشه خوب و مهتابي بود
اي کاش به دست دشمن صهیون هم
مثل پسرم تفنگ قلابي بود
انگار که روزهاي پايان شده است
چشمان زمين چقدر گريان شده است
غزه ، غزه ، غزه ، غزه ، غزه
اين شهر اسير دست شيطان شده است
امروز اگر چه جنگ دنيا با توست
احساس لب تشنه ي صحرا با توست
با اين همه پايان غمت نزديک است
اي غزه صبور باش فردا با توست
چندیست غروب غزه غمگین شده است
گویی نفس ستاره سنگین شده است
این کرب و بلای عشق و آیین امروز
از خون گلوی خویش آذین شده است
آنگاه که غزه را در آتش دیدم
چون ابر بهار یکسره باریدم
آه از جگرم بلند شد وقتی که
آن کودک نصفه نیمه سر را دیدم
ما هنوز گرمیم
منتظر رباعی های بعدی باشید
زیتون سرخ
غم محو حماسه های زیبا بشود
فرعون دوباره سر به طغیان زده است
باید در غزه نیل بر پا بشود
بی جرم و گناه کودکان را کشتند
در قلب جهان فرشتگان را کشتند
ای آن که به فکر بشریت هستی
برخیز که نسل آسمان را کشتند
امشب خبری جدید دارد غزه:
مسجد مسجد شهید دارد غزه
از موشکتان نمی هراسد زیرا
تنها به خدا امید دارد غزه
ناقوس عزا، زنگ خطر: اسرائیل
تنها سبب رنچ بشر: اسرائیل
ای مشت گره خورده ی من! وقت شعار
صد بار بگو که مرگ بر اسرائیل
تا منتظر مهدی عالم گیریم
از گوشه ی چشمان تو خط می گیریم
ما گوش به فرمان تو هستیم آقا!
اصلا تو بگو بمیر، ما می میریم
تا چند خورند کودکان تو کتک
ای با لب تو زخم مرا حق نمک
فریاد مصیبتی بلند است ولی
سنگین شده است گوش انصاف فلک
دست تو به خون غزه رنگین شده است
از حنجر زیتون به تو نفرین شده است
اولمرت! به ابن سعد آخر چه رسید؟
«شهر ری» آن روز، «فلسطین» شده است
بر پهنه ی سجاده، سحر می گرییم
چندی است که با خون جگر می گرییم
از برکت ماجرای غزه است که ما
در هیأت تو قشنگ تر می گرییم
خون دیده و گفتیم که باران آمد
انگار دوباره فصل هذیان آمد
قطره قطره به خاک تشنه بارید
امسال بهار در زمستان آمد!
در غزه میان کشته ها می گرید
با خاطره ی کرب و بلا می گرید
هرچند شهید غزه در خون خندید
در خاک فلسطین آقا می گرید
امروز اگر خانه ی ما ایران است
بی مرزم و نام دیگرم طوفان است
چون آب زلال باش، هرجا تشنه است
جاری بشو... این رسالت باران است
هر سال محرم آتشین تر بشود
این زخم به خون تازه ای تر بشود
بایست که امسال در این عاشورا
یک ملت بی پناه بی سر بشود
امروز مثلثی در این خاک افتاد
بر صحنه ی درد غزه پژواک افتاد،
امروز درفش کاویان خواهد دید
با یمن حسین شیعه، ضحاک افتاد
هم فکر و خیال ندبه خوان در غزه است
هم شاه کریم جمکران درغزه است
او طاقت ظلم را ندارد، آری
بی شک دل صاحب الزمان در غزه است
با ناله و زمزمه به غزه برویم
با ساقی علقمه به غزه برویم
این ماه دگر محرم آخر ماست
با مهدی فاطمه به غزه برویم.
برای حکام عرب:
چون جان به کفی به غزه عازم بودید
با هر هدفی به غزه عازم بودید
در زیر خرابه ها اگر گنجی بود
از هر طرفی به غزه عازم بودید!
هرچند هزار بار، از آن خواندی
از راه صلاح و دین و ایمان خواندی
ای قاری مصر! با برادر کشی ات
امروز تو از کدام قرآن خواندی؟!
اینها که به صوت قاریان دل بستند
از سجده کافرانه شان سر مستند
اهرام ثلاثه شان ز اسرائیل است
اضلاع مثلث یهودی هستند
هر قدر بگوییم در این باره کم است
از غزه هر آنچه می رسد موج غم است
هرگز غم همسایه ندارند اعراب
پیداست شعاع دیدشان تا شکم است!
ای کاش به شیعیان محبت کردن
از حرمله اعلام برائت کردن
امروز پس از زیارت عاشورا
زیباست به شمر غزه لعنت کردن
در نام حماس نام حزب الله است
در حرکتشان قیام حزب الله است
با عشق حسین(ع) جنگ تا پیروزی
این تازه ترین پیام حزب الله است
در هر گذری مزارها می بینند
خون دل لاله زار ها می بینند
نعش زن و کودک است بر دوش نسیم
چیزی که خبرنگارها می بینند
ای غزه! تو را عشق رها خواهد کرد
خون، خاک تو را کرببلا خواهد کرد
دستی که حماس را حسینی کرده ست
آخر گره از کار تو وا خواهد کرد
در خون خود آرام بگیر ای غزه
عذر همگان را بپذیر ای غزه
جدی نگرفتند جراحاتت را
دنیا همه خوابند بمیر ای غزه
اینجا همه از قضا نظامی هستند
در صحنه ی کربلا نظامی هستند
گفتند هدف غیر نظامی ها نیست
پس این زن و بچه ها نظامی هستند؟!
والشعرا یتبعهم الغاوون *الم تر انهم فی کل واد یهیمون و انهم یقولون مالاتفعلون الا الذین آمنو و عملو الصالحات وذکروالله کثیرا وانتصرو من بعد ماظلموا
از آغازین ساعات وقوع فاجعه ی انسانی درغزه بسیج شاعران برای دفاع از غزه آغاز شد و سروده های آنان به سراسر کشور ارسال می گردد.این وبلاگ برای قابل دسترس بودن این شعرها که اکثرا رباعی و مناسب برای پیامک هستند شروع به کار می کند.باپخش این پیامک ها ما را یاری نمایید.
روزي که جهان پر از کبوتر مي شد
از خون غروب ،شب معطر مي شد
باران باران گلوله مي افتاد و ...
جنگل جنگل شکوفه پرپر مي شد
باران بهار، رنگي از خون دارد
اين خاک چقدر مرد مجنون دارد
يک روز مترسک به زمين خواهد خورد
در مزرعه اي که بوي زيتون دارد
دور از همهي دورنگي و حاشيه ها
برهم زده شد تمامي فرضيه ها
غزه يکباره بوي پرواز گرفت
تاريخ رقم خورد در اين ثانيه ها
اين خاک ز سنگهاي سجيل پراست
خون در دلمان به وسعت نيل پراست
با لشکر ابرهه اگر حمله کنند
باريکهي غزه از ابابيل پراست
امسال محرمي دگر شد برپا
جاري شده است نغمه ي واويلا
بايست که مقتلي دگر بنويسند
غزهست کنون آينه ي کرب و بلا
وقتي که تمام شد عزامي آييم
فردا فردا فرداها مي آييم
اي جلوهي کربلاي امروز زمين!
اي غزه پس از عاشورا مي آييم!
يک بغض گرفته مسجد الاقصی را
زخمی کرده بال پرستوها را
اينها هم يک مشت طنابند چه باک؟
داريم عصای حضرت موسی را
بيهوده مگو که مرد ميدان هستيم
وقتی که ز فرياد هراسان هستيم
در غزه برادرانمان را کشتند
انگار نه انگار مسلمان هستيم

در اول ماه غم دلم جا مانده
از قصه ي غزه غصه برجامانده
فرياد که کيست تا مرا يار شود
ياران حسين! غزه تنها مانده
خون را تو حلال کرده اي؟ کي هستي؟
آهنگ زوال کرده اي ، کي هستي؟
نابودي تو به يا حسيني بسته ست
اولمرت!خيال کرده اي کي هستي؟
با داغ برادر از درون مي رقصيد
در طرح مثلث جنون مي رقصيد
بي تابي کربلا تماشايي بود
آن روز که غزه غرق خون مي رقصيد
با گريه و زمزمه به غزه برويم
با ساقی علقمه به غزه برويم
اين سال دگر محرم آخر ماست
با مهدی فاطمه به غزه برويم
با ترس سفر، سينه زدن بيهوده است
آنسوی خطر سينه زدن بيهوده است
از سينه سپر کردن دگر می ترسی
شب تا به سحر، سينه زدن بيهوده است
جز ماه حسين در جهان ماهی نيست
در سينه به جز خروشی و آهی نيست
دنبال حسين خود اگر آمده ای
جز جاده غزه- کربلا راهی نيست
تا سنگر غزه خالی از غيرت ماست
در هيئت دل سينه زنی باد هواست
گيسوی زنان غزه خون آلود است
ياران علی را چه شده؟ مرد کجاست؟

این سوی درختی به نسيمی افتاد
آن سوی پرنده ای ز بيمی افتاد
لالائی مادران به شيون آميخت
پستانک خونين يتيمی افتاد
وقتی که تمام شد عزا می آييم
با اسلحه اشک و دعا می آييم
فعلا سرمان به کار هيئت گرم است
غزه! تو صبور باش! ما می آييم
شمريم اگر روز ستم خاموشيم
خون است اگر آب خنک می نوشيم
آن سوی جهان کرب و بلائی برپاست
ما هم دلمان خوش است مشکی پوشيم
در ماه عزا بيا حسيني باشيم
غزه شده کربلا حسيني باشيم
پيراهن مشکي نه!که پيراهن جنگ
بايد پوشيد تا حسيني باشيم
اين خاک ز سنگ های سجيل پر است
خون در دلمان به وسعت نيل پر است
با لشگر ابرهه اگر حمله کنند
باريکهي غزه از ابابيل پر است
افراشته ايم پرچم آقا را
تا پاک کنيم از ستم دنيا را
تا کی اينجا نشسته و گريه کنيم
بايست خبر کنيم دريا ها را
برخيز که در عشق خطر بايد کرد
در راه خدا سينه سپر بايد کرد
از غزه صدای العطش می آيد
ياران حسين (ع) را خبر بايد کرد
بگذار بساط آه و واويلا را
خواهيم گرفت رخصت آقا را
آغشته به خون است محرم امسال
بايست به غزه برد هيئت ها را
در برکهي چشم شوق دريا بنهد
با آمدنش داغ به دل ها بنهد
شايد امسال حضرت ثارالله
در غزه بجای کربلا پا بنهد
سرگرم عزا که فصل ماتم شده است
غافل از اينکه غزه پر غم شده است
هرچند هزار کشته افتاده ولی
گفتيم فقط ماه محرم شده است
عمريست به دنبال هدف مي گرديم
لب تشنه به دنبال شرف مي گرديم
از غزه بگوييد که بي روح جهاد
ما حزب اللهيان تلف مي گرديم
بر پيکر شيعه زخم نو افتاده
بر لب غزل(غزه برو) افتاده
تقويم دروغ گفته يا معجزه ايست؟!
عاشورا ده روز جلو افتاده
اين سمت : دروغ و ظلم کشتار و فريب
آن سمت : تمام مردم غزه غريب
ای صاحب ذوالفقار خونخواه حسين
دير است ، بيا ! أليس صبح بقريب؟
فرداست که با بهانه تان مي آيد
با دعوت ابلهانه تان مي آيد
حکام عرب!پس از فلسطين ، دشمن
با تانک درون خانه تان مي آيد
با رخت عزا به سويتان مي آييم
اينجا آنجا به سويتان مي آييم
هر قطرهي خونتان که افتد بر خاک
دريا دريا به سويتان مي آييم
در ماه محرم از غم خود مستم
مانده نعش برادرم بر دستم
در عشق ، وطن نمی شناسد شيعه
من هم يکی از مردم غزه هستم
شب تا به سحر اگر که هيئت باشسم
در مدرسه آل محبت باشيم
حالا که صدای گريه غزه به پاست
بی غيرتی ماست که راحت باشيم
وقتي که بلاي کربلا تازه شود
در غزه صداي ربنا تازه شود
يک قطرهي اشک در محرم کافيست
تا غزه به باران شما تازه شود
اکبر، اصغر ...حبيب و قاسم آمد
تاکرب و بلا لشکر عازم آمد
امروز هواي غزه قرمز شده است
انگار که وقت فجر قائم (عج)قائم آمد
از داغ حسين هرکه ماتم دارد
غزه غزه داغ مجسم دارد
تنها يک سطل آب با خود ببريد
فرعون زمانه نيل را کم دارد
آيه آيه کرب و بلا ...کرب و بلا
افتاده به روي خاک خونين، شهدا
بر سردر کربلا نوشتند چنين:
امشب غزه ست وعده ي هيئت ما
هرچند که راه کربلا باريک است
از جادهي غزه کربلا نزديک است
بعد از مجلس چراغ ها روشن شد
اي سينه زنان!جهان ما تاريک است
اينجا همه بی پناه، خونين، عريان
آنجا همه ابليس ، بيابان، زندان
امشب همة ستاره ها می گريند
آژير خطر، غزه و موشک باران
هرچند که سبز و بی گناهی غزه!
مظلوم و غريب بی پناهی غزه!
در خون تو نقش کربلا می بينيم
بدجور شبيه قتلگاهی غزه!
در آتش رگبار نمازش آن روز...
زيبا شده بود رمز و رازش آن روز
انگار خبر داشت محرم شده است
غزه آمد به پيشوازش آن روز
هرچند جوانه بال و پر خواهد خواست
مي گريد کودکي پدر خواهد خواست
با اين همه سنگ ها مصمم هستند
يک روز دوباره غزه برخواهد خواست
وقت است که درد را مداوا برسد
جان بر لب شيعيان دنيا برسد
گوساله پرست ها مدرنيته شدند
از وادي طور کاش موسي برسد
پيوسته بلا پشت بلا مي آيد
سر از پي سر ، دست جدا مي آيد
اي دم زده از حسين از جا برخيز
از غزه شميم کربلا مي آيد
از کرب و بلا نصيب دارد زيتون
زيبايي دلفريب دارد زيتون
انگار حسين(ع) وارد غزه شده ست
چنديست که عطر سيب دارد زيتون!
اينجا آنجا تمام دنيا غزه ست
انگار هواي کربلا با غزه ست
ياران عزادار ! توجه بکنيد
امسال محل هيئت ما غزه ست
هر چند جوانه بال و پر خواهد خواست
مي گريد كودكي ، پدر خواهد خواست
با اين همه سنگ ها مصمم هستند
يك روز دوباره غزه بر خواهد خواست
در آتش رگبار نمازش آن روز ...
زيبا شده بود رمز و رازش آن روز
انگار خبر داشت محرم شده است
غزه آمد به پيشوازش آن روز
با اينكه خزاني تو ، ثمر خواهي يافت
در كعبه و بت خانه تبر خواهي يافت
پروازت به خاطرت بماند يك روز
غزه تو دوباره بال و پر خواهي يافت
دستان شما پاسخ صد ها مين است
با شوق نگاهتان جهان آذين است
از كرب و بلا غزه به اعجاز رسيد
مضمون رباعی جدیدم این است
با اينكه هجوم و خشم دشمن سخت است
بر دوزخيان نفس كشيدون سخت است
دستان ابابيل در اين نزديكي ست
اي ابرهه تا تنگه رسيدن سخت است
